شنبه ۱۷ ژانویهٔ ۲۰۰۹

اكنون مرا بودني دگر مي بايد از: عرفان نويسنده انفلابي بلوچستان


سرزمینم با من سخن می گوید

در خود و بسی دور از خود و غرقه درغفلت خود بودم که ناگاه نسیم یاد در سرای ذهنم وزیدن گرفت، نسیمی که از جنس فراق بود. نسیمی که روحم را بر فراز آن دوردست کهن، آن خاک پاک، آن صحرای طلایی، آن کوههای استوار با صلابت، آن دریای نیلگون آرام وآن نخلستانهای تشنه،برد.نسیم یادی که با خود، نمایی از سیاهی(گدام) چادرهای عشایر غیوربلوچ وآسمان الماس نشان کویر و خارستان بیابانهای بی انتهای وطنم بلوچستان آورده بود .
نسیمی پیام آور بود که راوی ناگفته ها و نا شنیده ها،اسطوره ها ، افسانه ها و حماسه هایی از رادمردان خفته در خاکش بود، ودردناکتر از فراق و غربتم، از درد و ناله ، شکنجه و ضجه سرزمین مظلومم بلوچستان حکایت می کرد. نسیمی که با زوزه های جانکاه خویش سعی درفاش نمودن جنایتی هولناک می کرد. نسیم مرا گفت : ای جلاوطن آواره، بیا اکنون به مظلومیت سرایت بنگر! بیا و اکنون صدای شیون و مویه را از غربت سرزمینت بشنو! بیا و آه های سوزناک مادران دیارت که هر کدام بر سوگ سیاه فرزندی جوان سر و صورت می خراشد را به گوش جان بسپار،.بیا بنگر که کودکان بیشماری که به دست بی مهر ظالمان یتیم گشته اند چگونه بر مزار پدران شهیدشان می گریند و می نالند و شکوه ناملایمتی های بیگانگان را با خاکی بیجان در میان می گذراند. بیا و بنگر که چگونه غرور و عزت زنان ومردان، نونهالان، جوانان وپیران سرزمینت در زیر چکمه های دژخیمان لگدمال می شوند.
گفتم نسیما! مرا با غم فراق و درد روح فرسای خویش به خود واگذار و بگذر که دگر مرا نه یارای شنیدن پیام روح کاهت و نه طاقت ایستادگیست. نسیم گفت : هیهات بر تو ای فرزند بلوچستان! ای نواده شیرمردان کوهستان! ای جگرگوشه مادران شیرزن! ای خلف غیرت و مردانگی! ای میراث دار مادر وطن! ای حافظ ناموس وشرف! ای اسطوره رشادت و سلحشوری! ای رهنورد راستین عرصه دلاوری وجوانمردی! در گذرشوم زمان و غفلت، چه ها بر تو رفته است که اینگونه ننگ را برجنگ، ذلت را بر عزت و رذالت را برشرافت پسندیدی؟! مگر نه آنکه جای جای سرزمینت گواه حماسه آفرینیهای برادران و رشادتهای خواهران و دعای مادرانت بوده است که برای پاسداشت دین و شرف و وطن سینه در برابر گلوله نفرت دشمن سپر کرده و با خون گلگون خویش این امانت الهی را به تو سپردند؟!
در سکوت بودم که نسیم ناگاه به تندی مرا خطاب کرد و گفت : آنچه بر دینت ، سرزمینت ،مردمت و شرافتت رفته است ، جملگی از غفلت توست از سکوت توست. ازغفلت توست که با چوب درخت باغهای خشکیده وطنت چوبه های دار را برای آویختن برادرانت برپا می کنند، از سکوت توست که حرمت پیرانت و غرور و جوانانت شکنند وحتی ...و حتی... گوهرخواهرانت را ، آن متداعیان مهر و پاکدامنی را تنها به اتهام عصمت و عزت میبرند و...و می کشند..و هنوز تو در غفلتی و گریز؟!
نسیم که اینک از هیبت و سنگینی پیام دادخواهی خاک مظلومم که برایم آورده بود سهمگین گشته بود و طوفان ، نعره ای زد و گفت : مادرت ، خاکت، سرزمینت ،عزتت و دینت ، تفتانت و دریایت همه و همه تو را می خوانند و داد به نزد تو آورده اند ! وطن غرقه در خونت نیازمند دستان همت وغیرت توست.
برخیز که گر تو بر نخیزی که برخیزد!؟
نسیم بر من همچنان می تاخت و می کوفت ولی من سر در گریبان شرم خویش فرو کرده بودم تا باری دیگر به نمای چشم گداز حقیقت ننگرم و آوای سوزناک حقیقت را نشنوم . میان من وخود سکوتی حکمفرما بود . آری باری دیگر همان سکوت، همان سکوت نفرینی که همواره مرا از فغان و فریاد باز می داشت .سکوت همچنان بود اما این بار حقیر،من دیگر سرا پا نسیم گشته بودم و وطن، که ناگهان جوششی در درونم برپا شد. خروشی آغاز، طغیانی نمودار و انقلابی پدیدار گشت . بغضی که به کهنگی اسارتم بود ترکید و سرانجام از ژرفای ضمیر و وجودم فریاد بر آوردم : نسیما ! ای قاصد صادق وطنم بلوچستان برو و خاک در بندم را مژده ده که من هنوز زنده ام و هستم ، من همانم که خون رشادت پدرانم در رگهایم هنوز جاریست، من همان میراث دارنجیب مادر وطنم ، من همان داعیه دار سربلند شرافتم ، من همانم که تا خون عزت در رگم می خروشد با ظلم و ذلت و استبداد خواهم جنگید و بر اهریمن خواهم تاخت. من همان خواهم بود که به پاس خون پاک شهیدان وطنم و حفظ آرمان والایشان آنقدر دریاهای خون را بپیمایم تا یا ساحل عزت وپیروزی را در یابم و یا شهادت و سعادت را.
فریاد سوخته-عرفان بلوچ
faryade.sookhteh@yahoo.com
15-January.2009

2 نظرات:

azadivaandishe گفت...

سلام دوست عزیز"

وبلاگ آزادی واندیشه باموضوعی بنام

5 نکته درباره عصبانیت و طرز برخورد با ‌آن

بروز شد .

سرور عزیز بی صبرانه منتظر حضورتان هستیم .


www.azadivaandishe.blogsky.com

موفق باشید .

ناشناس گفت...

شکست انقلاب خمینی در بلوچستان


در آستانه انقلاب زجر هستیم و حدود سی سال است که مردم به جز فقر و فساد و بدبختی از این انقلاب چیزی ندیده اند ، انقلابی که بنیانگزار فتنه و آشوب در سطح بین المللی و فقر و زبونی در جای جای ایران بوده است
انقلابی که سردمداران آن به خوبی نشان داده اند فساد اداری و اخلاقی و غیره... بخشی لاینفک از آن بوده است و برای این مدعا اظهارات پالیزدار و جریان آخوند گلستانی و امثالهم اثبات کوچکی بر فساد اداری و اخلاقی و سرشت به اصطلاح انقلابی حاکمان رژیم خمینی است
این به اصطلاح آرمانها بیشتر از هر جای ایران در دیار بلوچستان تبلور و نمود بیشتری داشته است و علاوه بر زجر و زبونی مردم، تبعیض و شهروند درجه چندم نمودن این مردمان و تهاجم به فرهنگ و دین مردم بلوچ یکی از مهمترین جنبه های ارزشهای انقلابی خمینیان بوده است
اکنون متاسفانه شاهد سی امین سالگرد این انقلاب شیطانی هستیم و حجت الشیطان محمدزاده یکی از مسئولان سازمان تبلیغات شیطانی رژیم در بلوچستان با خبرگزاری حکومتی فارس مصاحبه ای داشته و خبر از اعزام مبلغان به بلوچستان داده است ( که اصل آن در پایان این نوشتار درج شده است*)
آری در طول هر سال از ماه محرم گرفته تا رمضان و دهه به اصطلاح فجرشان آخوندهای زیر نظر مستقیم خامنه ای برای گذراندن تز خود به بلوچستان عازم و سرازیر می شوند بلوچستانی که نه فرهنگ و زبانشان با این آخوندهای مشهدی و قمی یکیست و نه دین و مذهبشان . رژیم خمینی تبلیغات گسترده خود در صدا و سیما و درس مدرسه و دانشگاه را کافی نمی بینند و با علم به این که مردمان هیچ وجه مشترکی با آنان ندارند باز شاهد آن هستیم که مستقیما هیاتهای ویژه ای عازم می شوند تا به قول خودشان آرمانهای انقلابی رژیم را تبیین و توجیه کنند و اما در مشاهده این قضیه از زاویه ای دیگر باید گفت اینان علاوه بر آن هدف ظاهریشان بیشتر بر آنند که ببینند تهاجمشان بر مردم بلوچ تا چه اندازه کارگر بوده و گزارش ویژه ای را تقدیم خامنه ای جنایتکار کرده و ارزیابی کنند تا چه اندازه در صدور انقلاب ننگینشان به بلوچستان موفق بوده اند و نیز تا چه حد گزارشهای عمال مزدورشان در سطح منطقه همچون آخوند سلیمانی نماینده خامنه ای و امام جمعه مهاجران و غیر بومیان در مرکز بلوچستان - زاهدان و شهریاری نماینده انتصابی رژیم در مجلس فرمایشی و از مسئولان انصار حزب الله کشور در جهت سرکوب مردم بلوچ و صدور اجباری انقلابشان تا چه اندازه ای صحت داشته است
این آخوندان و سردمداران حرف از انقلاب سرنوشت ساز میزنند ، بلی این انقلاب سرنوشت ساز بوده است اما سرنوشتی تلخ و زجر آور و از ارزشهای آن می گویند ! باید از این گستاخان پرسید کدام سرنوشت و ارزش ؟!سرنوشت و ارزشی که مردم بلوچ را تبدیل به محرومترین مردم کشور کرده است؟
سرنوشت و ارزشی که اعتیاد ، بیکاری ، فقر ،توهین به زبان ، لباس ، فرهنگ ، دین و عقیده ، بازداشتهای خوسرانه و زندان ، اعدام و نسل کشی مردم بلوچ بوده است
سرنوشت و ارزشی که رژیم را مجبور ساخته که دفتر جانشینی و معاونت نیروی انتظامی کشور و محل کار پاسدار رادان در مرکز بلوچستان باشد
سرنوشت و ارزشی که وزارت اطلاعات یکی از مخوفترین مراکز و زندانهایش در سطح کشور را در مرکز بلوچستان تاسیس کند
سرنوشت و ارزشی که در این سی سال اصل و سرشتش را بر همگان خصوصا مردم بلوچ عیان کرده است و نه تنها سبب آن نگشته است که مردم بلوچ ذره ای بر این انقلاب خمینیان دلبستگی و امیدی داشته باشند بلکه سبب ایجاد نفرت و عداوت عمیق و روزافزون مردم بلوچ نسبت به رژیم خمینی و مزدوران مهاجرش در بلوچستان گشته است و گزارش این اعزامیان برای خامنه ای به جز این نخواهد بود که در این سی سال مردم بلوچ هر روز بیشتر و بیشتر بر اهداف شوم خمینیان آگاهی یافته و رژیم نتوانسته ذره ای از عزم راسخ مردم بلوچ در حفظ فرهنگ ، هویت و دینش ُبکاهد.


راهیگ www.rahig.blogspot.com
__________________________________________________
(*)خبرگزاري فارس: مسئول اعزام اداره كل تبليغات اسلامي سيستان و بلوچستان گفت: 180 روحاني مبلغ بومي و غير‌بومي همزمان با سي‌امين سال پيروزي انقلاب از قم و مشهد به نقاط مختلف استان اعزام مي‌شوند.
حجت‌الاسلام محسن محمدزاده امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در زاهدان اظهار داشت: به منظور آشنايي نسل جوان با اهداف و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي در ايام دهه فجر، برنامه‌هاي سخنراني در مساجد از سوي 180 مبلغ بومي و غير‌بومي اعزام شده، انجام مي‌شود. وي آشنايي نوجوانان و جوانان با روزهاي سرنوشت‌ساز انقلاب را امري ضروري دانست و گفت: 12 تا 22 بهمن ماه از روزهاي بزرگ و سرنوشت‌ساز انقلاب اسلامي ايران هستند كه نياز است جوانان هرچه بيشتر با اين روزها آشنا شوند. محمدزاده نقش جوانان در مدارس و دانشگاه‌ها را در پيروزي انقلاب مهم دانست و افزود: با ايمان قوي مردم ايران به‌ويژه جوانان و با رهبري امام خميني (ره) انقلاب به پيروزي رسيد و امروز وظيفه آحاد مردم حفظ ارزش‌هاي اين انقلاب است